تبليغاتX
نجوم - گشت و گزار در اسمان
نجوم - گشت و گزار در اسمان
اسمان - ستاره - سحابی - دنباله دار- دل نوشته های من- خلاصه همه چی مینویسم
قالب وبلاگ

در ریاضیات سَهمی مکان هندسی نقاطی از صفحه است که از یک خط و از یک نقطه هم فاصله هستند. این منحنی که شَلجَمی هم نامیده می‌شود یکی از مقاطع مخروطی می‌باشد، زیرا از تقاطع یک صفحه و یک مخروط می‌تواند بوجود بیاید.

 معادله

معادله ساده سهمی: می‌باشد. شکل کلی معادله سهمی در دستگاه مختصات دکارتی، به شکل زیر است:

که ضرایب A تا F همگی ثابت و ‫حقیقی بوده، A یا C غیر صفر هستند، و همچنین .

در نوشتارهای علمی

  • منایخموس، ریاضیدان یونانی باستان سهمی را جهت حل مسئله تضعیف مکعب (ساختن مکعبی که حجم آن دو برابر حجم یک مکعب مفروض است فقط با استفاده از خط‌کش و پرگار)، مورد مطالعه قرار داد
  • اسحاق نیوتن در کتاب «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» نشان داد که اگر نیروی کشش میان اجسام آسمانی متناسب با معکوس مجذور فاصله بین آن دو باشد، اجرامی که به دور یک جرم بزرگ می‌گرداند، یا باید حرکت دایره‌ای، بیضوی، سهموی و یا هذلولوی داشته باشند. نیوتن از سهمی برای محاسبه مدار شهاب سنگ‌ها استفاده کرد.  امروزه می‌دانیم که اگر چه سهمی مدل خوبی برای حرکت شهاب سنگ‌ها می‌باشد ولی این مدل از دقت بالایی برخوردار نیست و بندرت مدار شهاب سنگ‌ها با دقت بسیار بالایی سهموی می‌باشند.
  • گالیله نشان داد که وقتی جسمی را در هوا پرتاب می‌کنیم، مسیر حرکت آن سهموی می‌باشد. این موضوع زمانی صحت دارد که از مقاومت هوا و آثار چرخشی چشم پوشی شود
  • نیوتون و گرگوری نشان دادند که هنگامی که نور به صورت موازی به یک آینه سهموی تابانده شود، پس از انعکاس در کانون آن جمع می‌شود.
  • پاسکال سهمی را تصویر یک دایره در نظر گرفت.
  • اقتصادی‌ترین شکل پل کمانی در اغلب شرایط عملی سهمی می‌باشد.
[ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 17:33 ] [ زهرا جوان ] [ ]
پنجشنبه 9 تیرماه 1390 فرصت مناسبی برای رصد کوچکترین و نزدیکترین سیاره به خورشید سیاره تیر یا عطارد می باشد! در این روز سیاره تیر را می توانید در افق غربی 45 دقیقه پس از غروب خورشید رصد کنید. این سیاره نزدیک به ستاره های Pollux , Castor از صورت فلکی جوزا یا دو پیکر قرار دارد.

 

موقعیت سیاره عطارد نسبت به دو ستاره درخشان Pollux , Castro

[ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 9:16 ] [ زهرا جوان ] [ ]

[ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 9:2 ] [ زهرا جوان ] [ ]
ملاقه بزرگ

ستارگان و غبار در اکليل جنوبي

 

[ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 9:0 ] [ زهرا جوان ] [ ]
[ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 8:58 ] [ زهرا جوان ] [ ]
پای مدیر مدرسمون به طور نامعلومی شکسته شده

البته ما برای ایشون دعا میکنیم که خوب بشن ولی ایشون در حال حاضر با دو عصا راه میرن

خیلی جالب بود من اگه یه روزنامه داشتم تمام اخبار دنیا رو ول میکردم و وقت مینوشتم

مدیری با پای شکسته یا  مثلا مدیری که در راه مدرسه پایش شکسته شد

یا ...... نمیدوم فقط اینو میدونم که خیلی جالب بود

پاورقی:اصلا توهین به کسی بناشه

پاورقی۲:خانم مدیر دوست دارم

پاورقی۳:همین الان متوجه شدم که پای مدیرمون جلوی در دبیرستان س-ایران زمین شکسته

پاورقا۴:اسم دبیرستان فوق رو به اختصار نوشتم تا تبلیغ نشه

پاورقی ۵:با تشکر از ندای عزیز در امر اطلاع رسانی

[ دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ] [ 11:49 ] [ زهرا جوان ] [ ]
خدایا:

کافر کیست؟ مسلمان کیست؟ شیعه کیست؟ سنی کیست؟

مرزهای درست هرکدام ، کدام است؟

من آرزو می کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی ، در این تنها کشور شیعه جهان ، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما‌ «فاطمه» را آنچنان که سلیمان کتانی - طبیب مسیحی - شناسانده است، و «علی» را آنچنان که دکتر جورج جرداق - طبیب مسیحی - توصیف میکند و «اهل بیت» را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و «ابوذر غفاری» را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی «قرآن» را آنچنان که بلاشر - کشیش رسمی کلیسا - ترجمه نموده است و «پیغمبر» را آنچنان که ردنسن - محقق یهودی - میبیند، بفهمد و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی ولایت و مدعیان مذهب حقه جعفری روزی بتوانند به ترجمه آثار این کفار رسمی!! توفیق یابند.

خدایا این مردم شیعه اند ، شیعه علی ، تنها پیروان اهل بیت ، تنها ملتی که حق را تشخیص داده اند و چهره پرشکوه علی را و عظمت های خاندان علی را یافته اند؟؟

و دکتر بنت الشاطی ، استاد دانشگاه و نویسنده توانایی ، که قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بیت ، که میگفت:(من در این خانه زندگی میکنم )، سنی است؟

و بلاشر که روحانی رسمی مسیحیت بود و چهل سال در تحقیق و ترجمه قرآن رنج برد و بر روی آیات کور شد کافر است؟

و ماسینیون که دریایی از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگی سلمان، نخستین بنیانگذار تاریخ شیعه در ایران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامی و از سلمان سخن میگفت ، سراپا مشتعل میشد کافر است؟

خدایا:

به من بگو ، تو خود چگونه میبینی؟ چگونه قضاوت میکنی؟  

آیا عشق ورزیدن به اسمها تشیع است؟ یا شناخت مسمی ها ؟؟

 

 «دکتر علی شریعتی» 

(نیایش )

[ چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ] [ 23:2 ] [ زهرا جوان ] [ ]
شیعه امروز !!

 

شیعه امروز همان شیعه ای که پاک ترین و تند ترین ایمانها را به علی دارد‌ ، به علی عشق می ورزد.

حتی بر خلاف اسلام ، بر خلاف رضایت شخص علی او را بر مقام الهی می رسانند و علی اللهی و .... می شوند.

باز علی را تنها در یک چهره می بیند ، یک بعد علی را می شناسد و دیگر فضائل و ابعاد این روح چند بُعدی را نادیده می انگارد.

با آنها آشنا نیست و علی بیش از آنچه به شور اخلاص شیعه اش نیازمند باشد به این نیاز دارد که او را و تمام او را شیعه پاک اعتقادش بشناسد.

بی شک از عوام شیعه چنین انتظاری ندارد اما از خواصِ شیعه ، از آدم روشنفکر شیعه چنین توقعی دارد.

کسی که شیعه علی است باید او را در همه چهره هایش بشناسد....

<<دکتر علی شریعتی>>

[ چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ] [ 23:1 ] [ زهرا جوان ] [ ]
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد ، کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری ، اما کسی که تو دوستش می داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هر کز به هم نمی رسند و این رنج است.

: آن كس را كه دوست دارید آزاد بگذارید
اگر متعلق به تو باشد به پیش تو باز می گردد
و گرنه از اول هم برای تو نبوده است
.معلم شهید دكتر شریعتی

[ چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ] [ 23:0 ] [ زهرا جوان ] [ ]
اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟ 

           

           کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟ 

             

                            چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ 

  

آری... 

 

بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود ! 

 

« دکتر علی شریعتی »

[ چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ] [ 22:56 ] [ زهرا جوان ] [ ]

استفن هاوکينگ کيست؟

استفن ويليامز هاوكينگ در تاريخ 8 ژانويه سال 1942 (300 سال پس از مرگ گاليله) در شهر آكسفورد در انگليس متولد شد.

استفن هاوکينگ

والدين او در شمال لندن سکونت داشتند، اما به خاطر  بمباران لندن در  طول جنگ جهاني دوم  براي تولد استفن به آکسفورد که محلي امن‌تر محسوب مي‌شد، آمده بودند.

هنگامي که او هشت ساله بود، خانواده‌اش به سنت آلبانز، شهرکي در 30 کيلومتري شمال لندن نقل مکان کردند.

او در سن 11 سالگي به مدرسه سنت آلبانز و سپس به كالج دانشگاه آكسفورد كه كالج قديمي پدرش بود رفت.

استفن مايل به تحصيل در رشته رياضيات بود اگرچه پدرش پزشكي را ترجيح مي‌داد. در كالج دانشگاه آکسفورد رشته رياضيات تدريس نمي‌شد، بنابراين استفن در عوض رشته فيزيك را انتخاب كرد.

او در سال پس از سه يال در 1962 ليسانسش در علوم طبيعي را  با درجه ممتاز  دريافت کرد.

پس از آن استفن براي ادامه تحصيل در رسته ستاره‌شناسي نظري و  کيهان‌شناسي به  کالج ترينيتي دانشگاه كمبريج رفت، چرا که در آن زمان کسي در اين حوزه در آکسفورد کار نمي‌کرد.

او اميدوار  بود که با فرد هويل در کمبريج کار کند، اما در نهايت دنيس سياما استاد مشاور او شد.

تقريبا در همان هنگامي که به کمبريج وارد شد، در 22 سالگي اولين علائم بيماري لوگريگ يا آميوتروفيک لترال اسکلروسيس - يک نوع بيماري سلول‌هاي عصبي مسئول حرکات بدن - در او  شروع به پديدار شدن کرد و  همين بيماري در نهايت به از دست رفتن تقريبا کامل کنترل عصبي-عضلاني در او منتهي شد.

پس از دو سال که  بيماري او وضعيت پايدارتري به خود گرفت، با کمک دنيس سياما به  کار  بر روي تز دکتراي خود بازگشت. هاوکينگ پس از گرفتن درجه PhD ابتدا به عنوان دستيار پژوهشي و بعد به عنوان دستيار حرقه‌اي در کالج گونويل و كايوس انتخاب شد.

وي پس از ترك موسسه نجوم در سال 1973 به دپارتمان رياضي كاربردي و فيزيك نظري رفت و از سال 1979 مقام استادي کرسي لوکاس در رشته رياضيات در  دانشگاه کمبريج را كسب كرد.

 اين كرسي در سال 1663 با هزينه‌ ريويرند هنري لوكاس، يكي از اعضاي شوراي دانشگاه و به درخواست وي برگزار شد. اين مقام اولين بار نصيب ايزاک بارو و سپس در سال 1669 نصيب آيزاک نيوتون شده بود.

استفن هاوکينگ

استفن هاوكينگ بر روي قوانين پايه‌اي كه بر كائنات حکفرماست، كار كرده است . وي به همراه راجر  پنروز نشان داد كه نظريه  نسبيت  عمومي اينشتين به معناي آن است که فضا و زمان  نقطه آغازي در مهبانگ  (انفجار بزرگ) و نقطه پاياني در سياهچاله‌ها دارد.

اين نتايج يکي‌شدن دور نطريه نسبيت عمومي و  نظريه کوانتوم - اکتشاف علمي بزرگ ديگر در اين زمينه د رنيمه اول قرن بيستم -  را ضروري مي‌سازد.

 يکي از پيامدهاي اين يکي‌شدن آن چنان که هاوکينگ کشف کرد اين است که سياهچاله‌ها آنقدرها هم نبايد  "سياه" باشند، و بايد پرتوهايي از خود بيرون دهند و نهايتا تبخير و ناپديد شوند. يک فرضيه علمي ديگر در اين صورت اين است که در يک زمان مفروض  جهان لبه يا حاشيه‌اي  ندارد.

از جمله کتاب‌هاي دانشگاهي هاوکينگ مي‌توان به "ساختار جهان در مقباس بزرگ"، "نسبيت عمومي: بررسي صدساله اينشتين" ، "300 سال جاذبه"‌اشاره کرد.

او همچنين سه کتاب براي عموم مردم نوشته است: "تاريخ مختصر زمان" – که به پرفروش‌ترين کتاب علمي جهان بدل شد، "سياهچاله‌ها، جهان‌هاي نوزاد و ساير مقالات" و "جهان در پوست گردو".

هاوکينگ تا به حال دوازده درجه اقتخاري از دانشگاه‌هاي مختلف دريافت کرده عضو  "جامعه سلظنتي" انگليس و "آکادمي  ملي علوم " آمريکا است.

او  در سال 1965 با جين وايلد ازدواج کرد و سه فرزند و يک نوه دارد.

ازدواج هاوکينگ

او که تقريبا به طور کامل فلج است، با يک صندلي چرخدار حرکت مي‌کند و با کمک يک کامپيوتر با ديگران ارتباط برقرار مي‌کند.

شگفت انگيزترين نکته مغز اين مرد است که نظريه پردازي ها و رهگشايي ها از آن مي تراود. او براي محاسبات طولاني و پيچيده رياضي و نجومي خود حتي از نوشتن ارقام روي کاغذ محروم است و بايد همه عمليات هاي پيچيده و گسترده رياضي را در مغز خود انجام دهد و نتايج را در حافظه اش نگه دارد. بدين گونه فقط با مغزش زنده است.

 اما چيزي که زندگي هاوکينگ را متمايز مي سازد، اميد است. بيش از 40 سال از زماني که پزشکان تشخيص دادند هاوکينگ 2 يا 3 سال بيشتر زنده نخواهد ماند مي گذرد   

 

[ چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ] [ 22:52 ] [ زهرا جوان ] [ ]
 
 نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 10:42 ] [ زهرا جوان ] [ ]
برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره

هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 10:41 ] [ زهرا جوان ] [ ]

ستاره دوتایی به دو ستاره گفته می‌شود که به هم نزدیک هستند و به دور مرکز ثقلشان گردش می‌کنند. به ستاره کوچکتر ستاره همدم گفته می‌شود.تحقیقات جدید نشان می‌دهد درصد زیادی از ستارگان بخشی از یک سامانه حداقل دو ستاره‌ای هستند. ستارگان دوتایی در اخترفیزیک بسیار مهم هستند زیرا مدار آنها جرمشان را مشخص می‌کند.جرم بسیاری از ستارگان تکی از روی برون‌یابی جرم ستارگان دوتایی بدست می‌آید. ستاگان دوتایی با ستاره دوتایی نوری یکی نیستند، تفاوت آنها در این است که ستارگان دوتایی نوری از زمین نزدیک یکدیگر دیده می‌شوند ولی آنها هیچ اثر گرانشی بر یکدیگر ندارند.ستارگان دوتایی از روی طیف‌سنجی هم شناخته می‌شوند. اگر مدار حرکت این ستارگان در راستای دید زمین باشد آنها از طریق گرفت تشخیص داده خواهند شد.

به سامانه‌های بیشتر از دو ستاره ستاره چندتایی می‌گویند که فراوانی آن کم نیست.ستاره‌های دوتایی می‌توانند بین یکدیگر جرم تبادل کنند و تکامل یابند از معروفترین ستارگان دوتایی می‌توان به الغول(ستاره دوتایی گرفتی)شباهنگ و ماکیان ایکس یک(که همدم کوچکتر قویترین احتمال سیاهچاله است).

[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 10:26 ] [ زهرا جوان ] [ ]
سلام دوستدارم از خودم بگم

من قراره ۳ ساله ديگه مدال طلاي المپياد نجوم رو بگيرم

و سال ديگه هر ۳تا طرح من بالا خره تموم بشه و من بفرستم براي خوارزمي

البته امسال طرح هوافضام رو فرستادم براي داوري استان هم قبول شدم رفتم کشور

وقراره البته همه ي اينا به اميد خدا -توي دانشگاه شريف مهندشي مکانيک بخونم اخه من عاشقه

اين رشته ام البته نيگن دختر هايي رو که براي اين رشته ميگيرن کمتر از پسر هايت

من به نجوم هم علاقه شديد دارم

پاورقي:اينو داشته باشيد تا بعد

يا علي

[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 10:19 ] [ زهرا جوان ] [ ]
اولین نشانه‌های وجود پوزیترون یعنی ضدذره سبکی که تنها اختلاف آن با ‏الکترون در علامت بار است در سال ۱۹۳۲ به کمک اتاقک ابر ویلسون به ‏دست آمد. در اتاقک ابر ویلسون واقع در میدان مغناطیسی رد باریکی که ‏به طور آشکار مربوط به یک ذره تک بار و خیلی سبک همانند الکترون بود، ‏مشاهده شد که در جهتی متناظر با بار مثبت منحرف می‌شد.

خواص پوزیترون و نحوه شناسایی

بعدها ثابت شد که فرایند عمده برای تشکیل پوزیترونها عبارت‌اند از پرتوزایی ‏مصنوعی و اندرکنش پرتوهای گامای پرانرژی وابسته به آنها با هسته ‏های اتم. یکی از این فرایندها را می‌توان با قراردادن اتاقک ابر ‏ویلسون در میدان و تاباندن باریکه نازک تابش بر آن بررسی کرد. در بعضی عکسها در مسیر باریکه تابش گاما رد دوگانه خاصی دیده می‌‏شود.

ذرات باردار متحرک در گاز با یونیدن اتمهای گازدار انرژی از دست می‌‏دهد و در نتیجه پیوسته از سرعتش کاسته می‌شود. آزمون کامل این رد ‏آشکار می‌کند که خمیدگی هر شاخه آن با افزایش فاصله از پیچیدگی رد ‏تیز تر می‌شود. ‏این پدیده به این معناست که ما با ردهایی از جفت ذره خارج شونده از ‏یک نقطه سروکار داریم نه رد خم شده یک ذره. تنها با داوری از روی درجه ‏یونش هر دو رد به رد الکترون‌ها می‌مانند.

این ردها که معرف جفت ذرات ‏اخیر هستند در میدان مغناطیسی و در جهت‌های مختلف خم شده اند. ‏یعنی به ذره‌هایی باردار تعلق دارند.‏ با استفاده از مواد پرتوزا به عنوان چشمه‌های غنی پوزیترون مطالعه ‏جزئیات خواص این مواد ممکن شده است. به ویژه ثابت شده است که ‏جرم پوزیترون دقیقا با جرم الکترون برابر یعنی حدود 2000/1 جرم پروتون ‏است.‏

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 ] [ 16:8 ] [ زهرا جوان ] [ ]
سپیدایی یا آلبدو (به انگلیسی: albedo) به معنی درصد بازتاب نور از سطح یک جسم است. مقادیر این کمیت می‌تواند از صفر (تاریک مطلق) تا یک (روشن مطلق) تقییر پیدا کند. آلبدو را گاه با درصد و گاه با یک عدد اعشاری کوچکتر از یک نشان میدهند.

میزان نور خورشید بازتاب شده مواد نسبت به سطح آنها بر زمین
[ سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 ] [ 16:3 ] [ زهرا جوان ] [ ]
ند ند جان ینی شما نمی دونی کی این اهنگ رو خونده؟؟؟
شما ندونی من بدونم؟؟؟
اقای احسان خواجه امیری

 

[ جمعه یکم بهمن 1389 ] [ 20:47 ] [ زهرا جوان ] [ ]
سلام سلام سلام

از یاس و خواهرش که مثل گل نسترن میمونه ممنونم دوستون دارم و منتظر نظرات قشنگتون هستم

امیدوارم امتحاناتونو خوب داده باشید

با ارزوی موفقیت برای شما دوستان عزیز

[ یکشنبه نوزدهم دی 1389 ] [ 10:53 ] [ زهرا جوان ] [ ]
خسوف ها وكسوف ها از جالب ترين وقايع نجومي  هستند . وجود مرجعي از تمامي اين وقايع در 5 قرن گذشته  و    آينده  شابد خالي از لطف نباشد .خصوصآ كساني كه با نرم افزار استاري نايت پرو سرو كار داشته اند اهميت اين تاريخ ها را براي بازسازي آنها بيشتر درك مي كنند.به هر حال برگ سبزي است تحفه درويش .

  توضيح چند نكته ضروري:

    تمامي زمانها به وقت بين المللي (UT) هستند

    در خورشيد گرفتگي ها علامت اختصاري بدين معنا هستند:

          A      كسوف حلقوي

          P        كسوف جزيي

          T       كسوف كامل

باز هم منتظر نظرات قشنگتون هستم

 

[ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 ] [ 17:55 ] [ زهرا جوان ] [ ]
[ دوشنبه ششم دی 1389 ] [ 15:14 ] [ زهرا جوان ] [ ]
 

16ـ اختر فيزيكدان، ASTROPHYSICIANـ ستاره شناسي است كه پيرامون پديده هاي فيزيكي اجرام سماوي ـ مانند امواج الكترومغناطيس در فضا، طيفها و مراحل هسته اي ستارگان و فرضيات گرانشي ـ تحقيق و مطالعه مي كند.

17ـ اختفا،OCCULTATION ـ وقتي كه جرم نجومي بزرگي مابين جرم كوچكتر و ناظر زميني قرار بگيرد، چون جلوي رصد جرم كوچكتر را مي گيرد در اصطلاح مي گوييم كه پديده اختفا صورت گرفته، يعني جرم مورد مشاهده در پشت جرم ديگر مخفي شده است. مثال بارز اين پديده، پنهان شدن يك يا چند ستاره در پشت ماه است.

18ـ اختلاف منظر، PARALLAX ـ هنگام مشاهده يك جرم أسماني از دو محل مختلف، به نظر مي رسد زمينه پشت سر أن جابجا مي گردد. به زاويه اي كه از تلاقي خطوط ديد ناظر در نقطه مورد رصد ايجاد مي شود، اختلاف منظر گويند ( به شكل 2 دقت كنيد) از اختلاف منظر براي تعيين فاصله جرم سماوي تا زمين استفاده مي كنند.

19ـ استواي أسماني، CELESTIALEQUATOR ـ فرض كنيد خط استوا، محل برخورد يك صفحه بزرگ با كره زمين است. اين صفحه از كره سماوي هم مي گذرد و أن را به دو قسمت تقسيم مي كند. چنين صفحه اي را كه موازي مدارات يا خطوط طول جغرافيايي زمين است، استواي اسماني يا معدل النهار گويند.

20ـ اشعه فرابنفش، ULTRA VIOLET- RAY ـ نوعي اشعه نامرئي با طول موجي بين 10 تا 320 نانومتر( يك هزار ميليونيم متر يا متر) است كه در انتهاي طيف أبي قرار دارد و به وسيله هوا يا لايه شيشه معمولي براحتي جذب مي شود. درمنظومه شمسي، خورشيد از قويترين منابع ارسال اشعه فرابنفش است و مقادير فراوان و زيان آور آن توسط جو زمين جذب مي گردد. در كوهستانها كه از ضخامت لايه هاي هوا كاسته مي شود، تاثير اين اشعه بر روي پوست بدن بيشتر است.

21 – اشعه فروسرخ ، INFRARED-RAYS . مانند اشعه فرابنفش ، نامرئي است و طول موج آن اندكي از طول موج سرخ بلندتر مي باشد و معادل 1/0 تا 100 ميكرومتر ( يك ميليونيم متر يا 10 متر ) است . درنوار طيفي ، اشعه فروسرخ در بلندترين طول موجها قرار گرفته است .

22- اعتدالين ، EQVINOXES – حين تقاطع مداري كه ظاهراً خورشيد در آسمان مي پيمايد با استواي سماوي در يك نقطه ، طول شب و روز در تمام نقاط زمين با هم برابر مي شود . اين تقاطع سالي دو مرتبه صورت مي گيرد و به نقاط حاصل از اين دو برخورد در اصطلاح ، اعتدالين گفته مي شود . خورشيد هر سال حدود اول فروردين و اول مهر در اين نقاط است .

23- اعوجاج ، DISTORTION – نقصي در كيفيت و وضوح تصوير يك عدسي بر اثر گوناگونيهاي مغناطيسي حوزه همگرا يا واگراي آن است . به عبارت ديگر وقتي اشكال در تراش يك عدسي روي مي دهد ممكن است اعوجاج را سبب شود . اين پديده در ستاره شناسي وقتي روي مي دهد كه يك جرم سماوي سنگين ، نور ستاره يا سحابي پشت سر خود را خم كند . حوزه گرانشي جرم سنگين خطوط طيفي را از يكديگر جدا مي كنند و هرچه ميدان نيرو ، قويتر باشد اين گسستگي بيشتر است ، به پديده اخير در اختر فيزيك نسبيتي اصطلاحاً « انتقال مكان اينشتين » يا « تغيير مكان اينشتين » گفته مي شود .

24- امگا ، OMEGA – آخرين حرف از حروف يوناني است كه با علامت مشخصه * ** يا ** نمايش داده مي شود . در ستاره شناسي سرعت زاويه اي مدار هر جرم سماوي را با نماد نشان مي دهند .

25- انقلاب تابستاني ، SUMMER SOLSTICE - - باتوجه به توضيحات اصطلاح شماره 22 ، از ابتداي زمستان نيمكره شمالي كم كم به سمت خورشيد متمايل مي شود تا اينكه پس از شش ماه ، يعني در ابتداي تابستان ، ميزان كج شدگي آن به بالاترين حد خود مي رسد . در اين روز ساكنان اطراف عرض جغرافيايي ** درجه شمالي ، خورشيد را درست بالاي سر خود مي بينند . آغاز تابستان را انقلاب تابستاني مي نامند روز اول تابستان ، طولانيترين روز سال در نيمكره شمالي است .

26- انقلاب زمستاني ، WINTER SOLSTICE – پس از انقلاب تابستاني ،نيمكره جنوبي اندك اندك به سمت خورشيد تمايل مي يابد و نيمكره شمالي ، از خورشيد دور مي شود تا اينكه پس از شش ماه ، يعني در ابتداي زمستان نيمكره شمالي ، ميزان كج شدگي نيمكره جنوبي به بيشترين مقدار خود مي رسد . در اين روز ساكنان عرض جغرافيايي 2/1 23 درجه جنوبي ، خورشيد را هنگام ظهر درست بالاي سر خود مشاهده مي كنند . اين روز كوتاهترين روز نيمكره شمالي و بلندترين روز نيمكره جنوبي است . به آغاز زمستان در اصطلاح انقلاب زمستاني گويند .

27 – اوپسيلون ، UPSILON- بيستمين حرف از الفباي يوناني با نماد ******* است .

28- اوج خورشيدي ، APHELION – موضعي ازمدار يك سياره را نسبت به خورشيد دردورترين فاصله قرار دارد اوج خورشيدي مي نامند .

29- اوج زميني ، APOGEE OF EARTH - دورترين فاصله ماه نسبت به زمين را اوج زميني گويند .

30 – اوميكرون OMICRON – پانزدهمين حرف از الفباي يوناني است كه با نماد ** نشان داده مي شود .

[ سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 ] [ 18:27 ] [ زهرا جوان ] [ ]

سلام سلام خوب هستید

عید قربان وعید غدیر بر همه شما مبارک باشه

مدرسمون توی ازمون نشانه توی دختر ها اول شده واز چند تا مدرسه پسرونه هم

جلو زده !؟؟؟؟؟

پس افرین به بچه های اول

در ضمن دوم های مدرسمون هم ترکوندن چون توی چند درس درصدشون از

انرژی هم بالا زده ایول ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

پس همتون خسته نباشید ۰۰۰۰۰۰تلاشتون پاینده

به امید اینکه  در ازمون نشانه بعدی از همه سلام ها و از انرژی اتمی هم در همه ی پایه ها

جلو بزنیم ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

به همین مناسبت ۵شنبه تطعیل شدیم هورا ****** تا باشه از این موفقیت ها و از این تعطیلی های تشویقی¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 

[ سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389 ] [ 19:56 ] [ زهرا جوان ] [ ]
سلام دوستان گلم مرسی  از تمام همکلاسی هام که میان تو وبلاگ و برای من نظر میذارند

ثنا جان از ته قلبم برای تو و خواهر عزیزت  ارزوی موفقیت میکنم واز خداوند میخواهم که به تمام ارزو های

قشنگت برسی نازنینم !!!

خب دوستان باید ببخشید که اینقدر دیر به دیر اپ میکنم

اخه شنبه های ۷شب میرسم خونه تا ۵:۱۵ کلاس المپیاد هستم بعدشم تا بیام خونه

دیر وقته ۱شنبه ها هم امتحان داریم خلاصه که باید درس بخونیم این هفته هم که

ازمون نشانه برتر سردسته همه خبر ها بود !!!

۱)امتحان اختر فیزیک بچه  های المپیادی که هیچی ندادند یعنی از ما نگرفتند و

معلم مهربونمون یعنی خانم غ.کاش و اقای م.ب برای بچه های نجوم یک صفر کله گنده گذاشتند

قول میدم از این به بعد زود به زود اپ کنم

در ضمن از برو بچه های سایت اسمان شب اصفهان هم به خاطر کتابی که برام پست کرده بودند

خیلی خیلی تشکر میکنم

خب دوستان سلامی که به این وبلاگ میاین از این به بعد هم باز سر بزنید

وبلاگ خودتونه 

[ شنبه بیست و دوم آبان 1389 ] [ 20:41 ] [ زهرا جوان ] [ ]
مدرسه ماباشگاه المپیاد شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حقایقی از فضا

 

Rکهکشان ها به صورت گروهی وجود دارند. کهکشان ما، راه شیری،بخشی از گروه 30 کهکشان است که گروه محلی نامیده می شود.

Rنزدیک ترین همسایگان ما در گروه محلی دو کهکشان به نام های ابرهای ماژلانی بزرگ و ابرهای ماژلانی کوچک است. ساکنان نیمکره جنوبی زمین می توانند هر دو کهکشان را به صورت لکه های مه آلود در آسمان شب هنگام ببینند.

Rدانشمندان معتقدند علاوه بر همه سیارات ،کهکشان ها، و ستارگان که دیده می شوند، جهان شامل مواد تاریک بسیاری است مه کاملا ناپیداست.

Rاولین موجود زنده ای که در نوامبر 1957 به فضا مسافرت کرد، یک سگ روسی به نام لایکا بود.

Rاولین انسان فضانورد یوری گاگارین اهل اتحاد جماهیر شوروی سابق بودکه در دوازدهم اوریل 1961 با سفینه فضایی وستک 1 بار به دور زمین گردش کرد .سفر او 108 دقیقه طول کشید.

Rپایونر 10 اولین کاوشگر فضایی بود کهمنظومه شمسی را ترک کرد. پایونر تصویر خورشید و هشت سیاره اش و همچنین تصویر یک زن و مرد را به همراه دارد،البته اگر موجودات با شعوری با ان برخوردد کنند.

Rجای پای فضانوردانی که روی ماه قدم گذاشتند برای بیلیون ها سال باقی می ماند، زیرا که باد و یا بارانی در ماه وجود ندارد که جای پا را از بین ببرد.

Rیو ، یکی از قمر های مشتری، دارای اتشفشان های فعال بیشتری نسبت به هر قمر دیگر در منظومه شمسی است.

Rستار گان رنگ های متفاوت دارند. ستارگان سفید و ابی داغ ترین ستارگان،ستاران زرد سردتر و ستارگان سرخ سردترین هستند.

Rدر راه شیری می تواند 1000 میلیارد ستاره وجود داشته باشد، یعنی برای هر فرد ساکن کره زمین تقریبا 200 ستاره وجود دارد.

Rخورشید روزی 240 میلیون تن مواد سوختی را می سوزاند.

Rما فقط یک طرف ماه را می بینیم زیرا زمان چرخش ماه به دور خود برابر زمان گردش آن به دور زمین است.

Rکهکشان امرات المسلسمه (اندرو مدا) د.ر ترین جرم در فضاست که می توان آن را بدون تلسکوپ دید. این مجموعه عظیم ستارگان، ملیارد ها کیلومتر دور تر ازفاصله ی زمین تا خورشید است.

 

[ دوشنبه سوم آبان 1389 ] [ 15:10 ] [ زهرا جوان ] [ ]
تلسکوپ فضایی هابل (به انگلیسی: Hubble Spapce Telescope) تلسکوپی است که در آوریل سال ۱۹۹۰ میلادی به فضا فرستاده شد. هابل در طول این سالها با نمایان کردن جلوه‌های شگفت‌انگیزی از عالم، به سوالات بسیاری پاسخ گفته‌است.

پیشینه و تعمیرات

پرتاب هابل به فضا

اگرچه چندسال اول ماموریت هابل به دلیل وجود پاره‌ای از مشکلات اپتیکی در ابزارهایش، خیلی درخشان نبود، ولی با انجام اولین ماموریت تعمیر و رسیدگی، این تلسکوپ به وضعیت مطلوب رسید و در خدمت دانشمندان دنیا قرار گرفت.که چند سالی است که باز نشسته شده‌است...

آخرین ماموریت تعمیراتی هابل (ماموریت تعمیر ۳B) در سال ۲۰۰۲ میلادی انجام شد. در این ماموریت با تعویض بخش‌هایی از تلسکوپ فضایی، کارایی آن به میزان زیادی افزایش یافت. در این ماموریت صفحات خورشیدی تلسکوپ فضایی که آسیب دیده بودند، تعویض شدند. منبع تغذیهٔ نیروی الکتریکی که انرژی تلسکوپ را فراهم می‌کرد به کلی تعویض شد و برای این کار برق تلسکوپ فضایی برای اولین بار در فضا قطع شد و ارتباطش با مرکز کنترل و فرماندهی روی زمین هم همینطور. همچنین در این مأموریت، دوربین فروسرخ NICMOS که به دلیل مشکل سیستم خنک‌کننده بلااستفاده مانده بود، تعمیر و راه‌اندازی شد.

علاوه بر همهٔ این اصلاحات مهندسان ناسا (NASA: سازمان فضایی ایالات متحده آمریکا) دوربین بسیار قوی جدید خود را موسوم به «دوربین پیشرفتهٔ نقشه برداری» (Advanced Camera for Surveys) را روی تلسکوپ فضایی نصب کردند. عکسهای خارق العادهٔ این دوربین، تا مدتها مورد بحث مجامع علمی جهان بود.

تلسکوپ فضایی هابل هم مانند بسیاری از ماموریتهای فضایی موفق دیگر بیشتر از آنچه که پیش‌بینی می‌شد، کار کرده‌است و زمزمه‌ها دربارهٔ بازنشستگی‌اش به گوش می‌رسد. در مورد زمان پایان کار هابل و چگونگی پایان کارش حرفها متفاوت است. اما چیزی که آشکار است این است که تا تلسکوپ فضایی بعدی آمادهٔ رفتن به فضا نباشد، این اتفاق نمی‌افتد.

در روز شنبه ۱۶ مه ۲۰۰۹ تلسکوپ فضایی هابل تعمیر اساسی شد. این اولین تعمیر یک شی فضایی است شامل تعویض برخی باطری‌های آن و همچنین دوربین اصلی آن است. انتظار می‌رود پس از این تعمیر این تلسکوپ بتواند ۸ سال دیگر نیز کار کند[۱].

پروژه تلسکوپ فضایی بعدی به نام «تلسکوپ فضایی جیمز وب» با اندازه‌ای بزرگ‌تر و قدرتی بالاتر و البته هدفهایی متفاوت در دست طراحی است.

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ] [ 12:31 ] [ زهرا جوان ] [ ]
سوالات مرحله اول نخستین المپیاد نجوم ایران
شامل 40 سوال چند گزینه ای و 8 مسئله کوتاه ، زمان آزمون 3 ساعت و 30 دقیقه.
1- شتاب جسمی که به دور رایره می گردد
الف)حتما به سمت مرکز است ب)اندازه سرعت را تغییر نمی دهد
ج)جهت و اندازه آن ثابت است د)در خلاف جهت حرکت است
2-اگر زمین در خلاف جهت فعلی به دور خودش می چرخید شبانه روز نجومی چقدر طول می کشید؟
الف)23:56 ب)24:00 ج)24:04 د)23:52
3-اگر ناظری که بر روی ماه زندگی میکند زمین را در سمت الراس خود مشاهده کند، چقدر طول می کشد تا زمین برای این ناظر غروب کند؟
الف)یک شبانه روز خورشیدی(24 ساعت) ب)یک چهارم شبانه روز (6 ساعت)
ج)27.3 شبانه روز د) هیچ وقت زمین غروب نمی کند
4-برآیند نیروهای وارد بر ماهواره ای که به دور زمین می چرخد برابر است با:
الف) 0 ب)
mv²/r ج)mg د)بستگی به موقعیت ماهواره دارد
5-سه تکه یخ هم اندازه و بزرگ هر کدام در لیوانی پر از آب که آنها را
A و B و C می نامیم غوطه ورند. در داخل قطعه یخ A حبابی از هوا دیده می شود. از داخل قطعه B مقداری آت وجود دارد و در داخل قطعه C میخ کوچکی قرار دارد. پس از آنکه یخ ها آب شدند ،
الف)تنها در
C آب سرریز می شود.
ب)در
A آب تغییر نمی کند، در B و C آب سرریز می شود.
ج)آب در هر سه ظرف سرریز می شود.
د)در
C آب پایین می رود. در A و B آب لبالب می ماند (تغییر نمی کند).
ه)آب در هیچ ظرفی تغییر نمی کند.
6-اگر دوره تناوب چرخش زمین به دور مرکز کهکشان 200 سال باشد ،خورشید از لحظه تولد تاکنون چند بار به دور کهکشان چرخیده است؟
الف)5 ب)10 ج)25 د)100 ه)125
7-کدام یک از مکانهای زیر برای پرتاب سفینه فضایی مناسب تر است؟
الف)هاوانا پایتخت کوبا ب)استکهلم پایتخت سوئد
ج)سیدنی در استرالیا د)مسکو پایتخت روسیه ه)تهران
8-کدام یک ازسیاره های منظومه شمسی کمترین دوره تناوب هلالی را دارد؟
الف)عطارد ب)زهره ج)مریخ د)مشتری ه)زحل
9-یک دیسک آهنی را که سوراخی در وسط آن است را به آرامی گرم می کنیم تا منبسط شود، در این حالت قطر سوراخ ،
الف)کم می شود ب)زیاد می شود ج)تغییر نمی کند

He-II (30.4 nm)

منبع منجم باشی

[ دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 ] [ 12:27 ] [ زهرا جوان ] [ ]

در این قسمت آیاتی از قرآن که مرتبط با آسمان و ستاره شناسی هستند درج گردیده است.امید است با یاری وهمت خوانندگان عزیز روز به روز بر محتوای آن بیافزاییم.در صورتیکه مطالب مکمل یا تصحیح کننده مطالب کنونی در اختیار دارید با ما در میان بگذارید تا به نام خودتان  در سایت در دسترس عاشقان قرآن ومعرفت  قرار دهیم.                

        «وَالشَّمس تَجری لِمُستَقَر لَها ذلِکَ تَقدير العَزيز العَليم[1]»

وخورشید (نيز براي آنها آيتي است) كه پيوسته به سوي قرارگاهش در حركت است. اين تقدير خداوند قادرو داناست.

اين آيه بوضوح حركت خورشيد را بطور مستمر بيان مي‌كند اما در اينكه منظور از اين حركت چيست، مفسّران بحثهاي فراوان دارند.

گروهي آنرا اشاره به حركت ظاهري خورشيد برگرد زمين مي‌دانند كه اين حركت تا پايان عمر خورشید (قرارگاه) ادامه دارد.

بعضي ديگر آنرا اشاره به ميل خورشيد در تابستان و زمستان به سوي شمال و جنوب زمين دانسته‌اند؛ زيرا مي‌دانيم خورشيد از آغاز بهار از خط اعتدالي به سوي شمال متمايل مي‌شود و تا مدار 23 درجه شمالي پيش مي‌رود و از آغاز تابستان به عقب باز مي‌گردد تا در آغاز پائيز باز به خط اعتدالي مي‌رسد و همين خط سير را تا آغاز زمستان به سوي جنوب ادامه مي‌دهد و از آغاز زمستان بسوي خط اعتدال حركت مي‌كند و در آغاز بهار به آن مي‌رسد. البته تمام اين حركات در واقع ناشي از حركت زمين و تمايل محور آن نسبت به سطح مدارش مي‌باشد هرچند در ظاهر و از دید ناظر زمینی، مربوط به حركت خود آفتاب است.

بعضي ديگر آنرا اشاره به حركت وضعي آفتاب (كره‌ي خورشید) دانسته‌اند. زيرا همانطور که می دانیم خورشيد به دور خود نیز گردش مي‌كند.

معنی دیگر قرارگاه شاید همان مراحل عمر خورشید باشد؛ چون همانطور که خورشید در سحابی بوجود آمده در نهایت امر به یک سحابی تبدیل خواهد شد.

آخرين و جديدترين تفسير براي آيه‌ي فوق این است که حركت خورشيد با مجموعه‌ي منظومه شمسي در وسط كهكشان ما به سوي يك سمت معين و ستاره‌ي دور دستي كه آنرا ستاره «وگا» ناميده‌اند مي‌باشد.

در تعبيرات اين آيه اشاره‌ي است پرمعني به نظام سال شمسي كه از حركت خورشيد در برجها حاصل مي‌گردد. نظامي كه به زندگي بشر نظم و برنامه مي‌دهد و جنبه‌هاي مختلف آنرا تنظيم مي‌كند.

                       «وَالقَمَر قَدَّرْناهُ مَنَازِلَ حَتَّي عادَ كَالعُرجُونِ القَدِيم[2]»

و براي ماه منزل گاههايي قرار داديم (و به هنگامي كه اين منازل را طي كرد) سرانجام بصورت شاخه‌ي كهنه (قوسي شكل و زرد رنگ) خرما در مي‌آيد.

 منظور از منازل همان منزلگاههاي بيست و هشت گانه‌اي است كه ماه قبل از «محاق» و تاريكي مطلق طي مي‌كند. زيرا هنگاميكه ماه، سي روز تمام باشد تا شب بيست و هشتم در آسمان قابل رؤيت است ولي در شب بيست و هشتم بصورت هلال بسيار باريك زرد رنگ و كم نور و كم فروغ در مي‌آيد و در دو شب باقيمانده قابل رؤيت نيست كه آنرا «محاق» مي‌نامند البته در ماههايي كه بيست و نه روز است تا شب بيست و هفتم معمولاً ماه در آسمان ديده مي‌شود و در دو شب باقيمانده محاق است. اين منزلگاهها كاملاً دقيق و حساب شده است بطوريكه منجمان از صدها سال قبل مي‌توانند طبق محاسبات دقيقي كه دارند، آنرا پيش بيني كنند.

در آغاز ماه نوكهاي هلال رو به طرف راست و یا بالا است و تدريجاً بر حجم ماه افزوده مي‌شوده تا هفتم كه نيمي از دايره‌ي كامل ماه آشكار مي‌شود و باز بر آن افزوده مي‌شود تا چهاردهم كه بصورت بدر كامل مي‌شود. تا بيست و يكم كه باز به صورت نيمدايره در مي‌آيد، همچنين از آن كاسته مي‌شود تا شب بيست و هشتم كه بصورت هلال ضعيف كمرنگي در مي‌آيد كه نوكهاي آن بطرف چپ و یا پايين است.

و از همين جا مفهوم تعبير «كالعرجون القديم» روشن مي‌شود. زيرا «عرجون» بطوريكه غالب مفسران گفته‌اند، آن قسمت از خوشه‌ي خرماست كه به درخت اتصال دارد.

 توضيح اينكه خرما بصورت خوشه بر درخت ظاهر مي‌شود. پايه‌ي اين خوشه بصورت چوبي قوسی شكل و زرد رنگ است و نوك آن مانند جاروست و دانه‌هاي خرما همچون دانه‌هاي انگور به نخهای آن متصل اند. هنگاميكه خوشه‌ي نخل را مي‌برند، آن پايه‌ي قوسي شكل بر درخت باقي مي‌ماند كه وقتي مي خشكد و پژمرده مي‌شود، كاملاً به هلال قبل از محاق مي‌ماند. زيرا همانگونه كه هلال آخر ماه كه در جانب شرق آسمان نزديك صبحگاهان ظاهر مي‌شود خميده و پژمرده و زرد رنگ است. عرجون قديم نيز همينطور است و توصيف آن به قديم اشاره به كهنگي آن است زيرا هر قدر اين شاخة كهنه‌تر مي‌شوند، ‌باريكتر و پژمرده‌تر و رنگ پريده‌تر مي‌شوند وشباهت بيشتري به هلال آخر ماه پيدا مي‌كنند.-

                         «الا مَنْ خَطِفَ الْخَطفَةَ فَاَتبَعهُ شهابٌ ثاقِب[3]»

مگر آنهايي كه در لحظه‌ي كوتاه براي استراق سمع به آسمان نزديك مي‌شوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقيب مي‌كند.

  در آيه‌هاي قبلي اين سوره توضيح مي‌دهد كه «آسمان را با ستارگان تزئين كرديم و آنرا از هر شيطان خبيثي حفظ كرديم و آنها نمي‌توانند به سخنان فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند و هرگاه چنين بخواهند از هر سو هدف تيرها قرار مي‌گيرند؛ آنها به شدت به عقب رانده مي‌شوند و براي آنها عذاب دائم است.

«خطفه» يعني چيزي را به سرعت ربودن

«شهاب» در اصل به معني شعله‌اي است كه از آتش افروخته زبانه مي‌كشد و به شعله‌هاي آتشيني كه در آسمان بصورت خط ممتد ديده مي‌شود نيز مي‌گويند. مي‌دانيم اينها ستاره نيستند بلكه شبيه ستارگان هستند. در واقع آنها قطعه سنگهاي كوچكي هستند كه در فضا پراكنده‌اند و هنگاميكه در حوزه جاذبه زمين قرار گيرند به سوي زمين جذب شوند و بر اثر سرعت و شدت برخورد آنها با هواي اطراف زمين (جو) مشتعل و برافروخته مي‌شوند.

«ثاقب» به معني نافذ و سوراخ كننده است گوئي بر اثر نور شديد صفحه چشم را سوراخ كرده و به درون چشم انسان نفوذ مي‌كند و در اينجا اشاره به اين است كه به هر موجودي اثابت كند آنرا سوراخ كرده و آتش مي‌زند.

به اين ترتيب دو گونه مانع در برابر نفوذ شياطين به صحنه‌ي آسمان وجود دارد:

مانع اول طرد از هر جانب است كه ظاهراً آن نيز بوسيله «شب» صورت مي‌گيرد.

مانع دوم عبارتست از نوع خاصي از شهاب كه «شهاب ثاقب» ناميده مي‌شود و در انتظار آنهاست كه گاه و بيگاه خود را به ملأ اعلی براي استراق سمع نزديك مي‌كنند و مورد اصابت آنها قرار مي‌گيرند.

نظير همين آیه در آيات 17 و 18 سوره‌ي حجر و در آيه‌ي 5 سوره‌ي ملک آمده است که این آیات را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.

                               «انّا زَيَّنا السَّماء الدُّنياء بِزينه الكَواكِب[4]»

ما آسمان پائين را با ستارگان تزئين كرديم.

در اين آيه مي‌گويد «آسمان پائين را با كواكب تزئين كرديم» در حاليكه فرضيه‌اي كه در آن زمان بر افكار دانشمندان حاكم بود مي‌گفت فقط آسمان بالا، آسمان ستارگان ثابت است (آسمان هشتم طبق فرضيه بطليموس) ولي چنانكه مي‌دانيم بطلان اين فرضيه اثبات شده و عدم پيروي قرآن از فرضيه نادرست مشهور آن زمان خود معجزه زنده‌اي از اين كتاب آسماني است.

نكته جالب ديگر اينكه از نظر علم امروز مسلم است كه چشمك زدن زيباي ستارگان بخاطر قشر هوايي است كه اطراف زمين را فرا گرفته و آنها را به اين كار، وا مي‌دارد و اين، با تعبير «السماء الدنيا» (آسمان پائين) بسيار مناسب است اما در بيرون جو زمين، ستارگان خيره خيره نگاه مي‌كنند و فاقد تلألو هستند.

 

                  «وَالشَّمس وَ ضُحها                        وَ القَمَر اِذا تَلها[5]»

به خورشيد و گسترش نور آن سوگند               و به ماه در آن هنگام كه بعد از آن در آيد

 «خورشيد» مهم‌ترين و سازنده‌ترين نقش را در زندگي انسان و تمام موجودات زنده زميني دارد. علاوه بر اينكه منبع نور و حرارت است و اين دو از عوامل اصلي زندگي انسان به شمار مي‌روند، منابع ديگر حياتي نيز از آن مايه مي‌گيرند. وزش بادها، نزول بارانها، پرورش گياهان، حركت رودخانه‌ها و آبشارها و حتي پديد آمدن منابع انرژي را همچون نفت و زغال سنگ هركدام اگر درست دقت كنيم، بصورتي با نور آفتاب ارتباط دارد. بطوريكه اگر روزي اين چراغ حياتبخش خاموش گردد، تاريكي و سكوت و مرگ همه جا را فرا مي‌گيرد.

«ضحی» در اصل به معني گسترش نور آفتاب است و اين در هنگام است كه خورشيد از افق بالا بيايد و نور آن همه جا را فر گيرد. سپس به آن موقع از روز «ضحی» گفته مي‌شود.

در آيه‌ي بعد به ماه قسم مي‌خورد هنگامي كه پشت سر خورشيد در آيد. چنانكه بعضي از مفسران اعلام كرده‌اند اشاره دارد به ماه در هنگام بدر كامل؛ يعني شب چهارده. زيرا ماه در شب چهاردهم تقريباً مقارن غروب آفتاب سر از افق مشرق بر مي‌دارد و چهره‌ي پر فروغ خود را ظاهر مي‌كند و سلطه‌ي خويش را بر آسمان تثبيت مي‌كند و چون از هر زمان جالب تر و پرشكوهتر است، به آن سوگند ياد شده.

                                              «النَّجمُ الثّاقِبُ[6]»

ستاره اي درخشان است

 در ابتداي سوره مي‌گويد (و السماء و الطارق) قسم به آسمان و كوبنده‌ي شب. در اين آيه طارق را تفسير مي‌كند و مي‌گويد اين مسافر شبانه همان ستاره‌ي درخشاني است كه بر آسمان ظاهر مي‌شود و بقدري بلند است گويي مي‌خواهد سقف آسمان را بشكافد و سوراخ كند. و نورش بقدري خيره كننده است كه تاريكي‌ها را مي‌شكافد و به درون چشم آدمي نفوذ مي‌كند. (ثقب به معني سوراخ كردن) در اينكه آيا منظور ستاره‌ي معيني است مانند ستاره‌ي ثريا (از نظر بلندي و دوري در آسمان) يا ستاره‌ي زحل يا شهاب (از نظر روشنايي خيره كننده) و يا اشاره به همه‌ي ستارگان است، تفسيرهاي متعددي وجود دارد.

ولي با توجه به اينكه در آيه‌ي بعدي آنرا به نجم ثاقب تفسير كرده، معلوم مي‌شود منظور هر ستاره‌اي نيست. بلكه ستارگان درخشاني است كه نور آنها پرده‌هاي ظلمت را مي‌شكافد و در چشم آدمي نفوذ مي‌كند. در بعضي از روايات «النجم الثاقب» به ستاره‌ي زحل تفسير شده كه از سيارات منظومه شمسي و بسيار پرفروغ و نوراني است. اين معني از حديثي از امام صادق (ع) نقل شده كه در آن منجمي از حضرت سؤال كرد كه منظور از «ثاقب» در اين آيه چيست؟ فرمود ستاره‌(سياره)ي زحل است كه طلوعش در آسمان هفتم است و نورش آسمانها را مي‌شكافد و به آسمان پائين مي‌رسد. لذا خداوند آنرا «نجم ثاقب» ناميده.

 قابل توجه آنكه زحل آخرين و دورترين ستاره‌ي منظومه‌ي شمسي است كه با چشم غيرمسلح ديده مي‌شود و از آنجا كه از نظر ترتيب‌بندي كواكب منظومه‌ي شمسي نسبت به خورشيد در هفتمين مدار قرار گرفته، امام (ع) در اين حديث مدار آنرا آسمان هفتم شمرده. اين ستاره(سياره) ويژگيهايي دارد كه آنرا شايسته‌ي سوگند مي‌كند. از يكسو دورترين ستارگان قابل مشاهده‌ي منظومه شمسي است و به همين جهت در ادبيات عرب گاه آنرا«شيخ النجوم» نيز مي‌نامند. ستاره‌ي زحل كه نام فارسي آن كيوان است داراي حلقه‌هاي نوراني متعددي است كه آنرا احاطه كرده است. حلقه‌هاي نوراني زحل كه گرداگرد آنرا فرا گرفته‌ از عجيب‌ترين پديده‌هاي آسماني است كه دانشمندان نجوم، درباره‌ي آن نظرات گوناگوني دارند و هنوز هم پديده‌‌ي اسرار آميزي است.

 

        ((ءَأَنتُم أَشَدُّ خَلقاً أَمِ السماءُ بنئها* رَفَعَ سَمکَها فَسَوّئها* وَ أَغطَشَ لَيلَها وَ ءأخرَجَ ضُحئها[7]))

آيا آفرينش شما مشکل تر است يا منظومه شمسی؟جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت و شب و روز را برای آن درست کرد!

 واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. يعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفَعَ» در آيه نيز به معنی: "بالا بردن و افزايش دادن" است که از معانی آن است.

 

                                       ((بَديعُ السَّماوات و الأَرض[8]))

              زمين و سيارات را نوآوری نمود.

  نکات دو  آيه بالا:

1.   بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.

2.   مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی.

3.   درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.

        1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن:

  مـنـظـومـه شمسی ما که حدوداً 5 ميليارد سال عمر دارد در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و خاکستر و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراکنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت يک ديسک در آمده بوده که بدور خود می چرخيده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـيروی جاذبه مـواد بيشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحيه متراکم گرمای لازم برای ايجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـيـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای ديگری از گاز و غـيره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبديل شده اند که همان سيارات فعلی منظومه شمسی باشند. (در رابطه با پيدايش منظومه شمسی چندين نظريه وجود دارد و ما طبعاً آنکه با آيات قرآن می خواند را می گيريم).

در سوره انبياء آيه 56 می خوانيم: «رَبُّـکُـمْ رَبُّ السَّـمـواتِ وَ الْاَرْضِ الـَّـذی فـَطـَرهُـنَّ = آفريدگار شـما آفريدگار سيارات و زمين است که آنها را از درون (از مرکز) درست کرد»! « فـطـر» از جمله به معنی: "از درون و مرکزيت خود برآمدن، شکل گرفـتن، و درست شدن" است. هر کره ای نيز وقتی می خواهد درست بشود، در ابتدا در مرکز آن نيروی جاذبه آغاز به جذب مواد بدور خود می کند و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مـی شود و به اين شکـل کره شکل می گيرد.

 2ــ مرده بودن و پا گرفتن منظومه شمسی:

کسانی که به خدا معتقد نبوده و نيستند از جمله می گفـته اند و می گويند که: وقـتی مـا می ميرويم ديگر زنده نمی شويم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ايـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آيا آفـرينش شما مشکـل تر است يا منظومه شمسی؟ اين به اين معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حيات و زندگی برگردانده شده است. و در آيه 101 سوره انعام نيز گفته که خدا بديع زمين و سيارات است. بديع بمعنی: نوساز، نوآور، نوين پرداز و مواردی از اين قبيل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و اين موضوع از جنبه ضمنی و تلويحی به اين معنی است که زمين و سيارات پيش از اين چيزِ ديگری بوده اند و وضعيت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست. مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه يک ستاره بسيار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.

 3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی:

 منظور از شب و روز درست کردن برای منظومه شمسی شب و روز  درست کردن برای سيارات آنست. و شب و روز در سيارات ناشی از گردش آنها بدور خود و وضعيت محور آن نسبت به خورشيد است. وقتی محور سياره به موازات خورشيد قرار  می گيرد با چرخش سياره بدور خود باعث ايجاد شب و روز می شود. ولی در صورتی که محور زمين يا هر سياره ديگری عمود بر خورشيد قرار می گرفت شب و روز ايجاد نمی شد هر چند سياره بدور خود نيز می چـرخيد. مثلاً اگر قطب شمال زمين رو به خورشيد می بود قطب شمال هميشه روز می بود و قطب جنوب هميشه شب، هر چند زمـيـن بدور خود نيز می چرخيد. مطرح کردنِ "درسـت کـردن" شب و روز برای منظومه شمسی برای استدلال به حساب و کتاب داشتن و برنامه ريزی شده بودنِ ايجاد "شب و روز" در آنست. و اين چيزی است که با عـلـم نجوم عـصر محمد کـه در آن زمين مرکز عالم بود و خورشيد بـدور آن می چرخيد نمی خواند. چون در صورت گردش خورشيد بدور زمين ايجاد شب و روز امری طبيعی می نمود، ولی در صورت گردش زمين بدور خود و بدور خورشيد است که در صورت قرار نگرفـتن درست محور زمين و سيارات نسبت به خورشيد شب و روز در آنها ايجاد نخواهد شد.

 

 ((و لَقَدْ جَعَلنا فی السَّماء برُوجها وَ زيَّنها لِلنظرين* وَ حَفَظنها مِن کُلِّ شيطَنٍ رَّجيم*اِلّا مَنِ استَرَقَ السَّمعَ فَاَتَّبَعهُ شهابٌ مُبين[9]ْ))

و ما در آسمان کاخهای بلند برافراشتیم و آن را برای چشم بینایان عالم آراستیم، و آن را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم، مگر آن کس که استراق سمع کند که «شهاب مبین» او را تعقیب می کند (و می راند)

کلمه ی «بروج» جمع «برج» است که معنای آن کاخ و قصر است؛ و از منظر دیگر همان منازل 12گانه        (یا 13گانه) ای است که منزلگاه خورشید و ماه و سایر سیارات منظومه ی شمسی است. از باب تشبیه می توان آن را به قصرهایی تشبیه نمود که سلاطین در نقاط مختلف کشور برای خود می سازند.

ضمیر«زیناها» به سماء برمی گردد مانند ضمیری که در «حفظناها» است و مقصود از زینت دادن آسمان برای ناظرین، همین بهجت و جمالی است که می بینیم؛ با ستارگان درخشنده و کواکب فروزانش که اندازه های مختلفی دارند که عقلها را حیران می کند. (خورشیدِ ما در بین ستارگان یک کوتوله ی زرد محسوب می شود). در قرآن این معنی چند مرتبه ی دیگر نیز تکرار شده است و همین تکرار مشخص می کند که خدای سبحان عنایت بیشتری به یادآوری آن دارد.

می توان «سماء» را در این آیه از لحاظ معنوی نیز تعمیم داد که کنایه از آسمان حق و ایمان و معنویت باشد که شیطان درصدد نفوذ به آن است.

پیدایش شهاب تنها در و زمین رخ می دهد و در خارج از جو پدیده ی شهاب وجود ندارد. در خارج از جو تکه های بسیار ریز سنگ (به اندازه ی دانه ی شن و بزرگتر) که به آنها شهابواره گفته می شود سرگردانند و زمانی که در دام گرانش زمین گرفتار آمده و با جو زمین برخورد می کنند و می سوزند و آتش می گیرند به آنها شهاب اطلاق می شود.

با توجه به قرائن و شواهد به نظر می رسد که منظور از آسمان همان آسمان حق و معنویت، و شیاطین همان وسوسه گران هستند که می کوشند به این آسمان راه یابند و استراق سمع کنند  و به اغوای مردم بپردازند؛ اما ستارگان شهاب که همان رهبران الهی و دانشمندان باشند با امواج نیرومند علم و عملشان آنها را به عقب می رانند.

 

                                   ((وَالنَّجم اِذا هَوی[10]))

قسم به ستاره چون فرود آید

مفسران برای نجم چند معنی بیان کرده اند.

یک به معنای خود قرآن است؛ چون قرآن نیز برای مردم زمین نازل شد.

 که ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم[11]

دوم به معنای ثریا ( خوشه ی پروینM45 ) است.

سوم به معنای تمام ستارگان است. هنگامی که ستارگان آسمان فرو می ریزند[12].

چهارم به معنای رجوم است که آنها همان ستارگانی هستند که شیاطین را رجم کرده و می رانند.

 حضرت امام صادق(ع) می فرمایند: «مراد پنجم پیامبر اکرم (ص) است که شب معراج از ملکوت آسمانها فرود آمد.

در بعضی از برداشتها حتی از آن به خلافت و امامت امیرالمومنین علی (ع) نیز تفسیر شده است.

 

                        ((ثمَّ استَوَی اِلی السّمآءِ وَ هیَ دُخَانٌ[13]))

و آنگاه به خلقت آسمانها توجه کامل نمود (که آسمانها)دودی بود

اگر مراد از آسمانها را مدارات سیارات منظومه ی شمسی، (یعنی همان چیزی که در گذشته تصور می شد) بدانیم، باید درباره ی چگونگی تشکیل خورشید و منظومه ی شمسی تحقیق نماییم.

در حال حاضر چند فرضیه ی مطرح راجع به چگونگی پیدایش منظومه ی شمسی وجود دارد:

1-فرضیه کانت:

کانت ریاضیدان قرن 18 میلادی منشأ تشکیل خورشید را ابر و گاز (سحابی) می داند؛ که خورشید در مرکز این توده متولد گشته و سپس بر اثر نیروی جاذبه ی بخش متراکم شده ی سحابی اولیه، سایر قسمتهای سحابی بدور آن به گردش درآمدند و به مرور زمان این قسمتها از یکدیگر جدا شده و هر کدام پس از سرد شدن به صورت یک سیاره در حال چرخش به دور هسته ی اصلی یعنی خورشید می باشند.

 

2- فرضیه سحابی اولیه:

سیمون لاپلاس در اواخر قرن 18 فرضیه خود را ارائه نمود.

این ستاره شناس فرانسوی معتقد بود که منظومه ی خورشیدی در ابتدا یک توده ابر گازی و تقریباً کروی بود که با حرارت نسبتاً زیاد به دور خود می چرخیده است. بعد از چند صد بیلیون سال سرعت زاویه ای افزایش یافت. این افزیش باعث شد بر اثر قوه ی گریز از مرکز، کمی از توده ی ابرمانند به صورت حلقه هایی از آن جدا گردیده و هر کدام از این حلقه تشکیل پیش سیاره و سپس سیارات و توده ی اصلی تشکیل پیش خورشید و سپس خورشید را دادند.

3- فرضیه جذر و مد:

یکی دیگر از فرضیات مطرح فرضیه ی جذر و مد است. این فرضیه در اواخر دهه دوم قرن بیستم میلادی توسط دو دانشمند به نام های جفریز و جینز ارائه گردید.

آنها عقیده داشتند که یک ستاره از فاصله ی چند صد میلیونی خورشید عبور کرده و بر اثر نیروی جاذبه ی خود قسمتی ازخورشید بصورت توده ای از گاز از خورشید جدا شد که بر اثر انقباض و تراکم بصورت سیارات درآمد.

فرضیات دیگری نیز مانند فرضیه پیش سیاره ای ، فرضیه تلاطم یا خورده سیاره ای و ... نیز وجود دارد.

اما هدف از آوردن این چند نمونه فرضیه، به این دلیل بود که در تمام فرضیات موجود، پیدایش خورشید و کلّ منظومه ی شمسی را از توده ای ابری و گازی شکل به نام سحابی می دانند.

قرآن از این سحابی به نام «دُخان» یاد کرده است.

           تاریخ نجوم در اسلام:

یکی از مباحث مهم در دانشهای اسلامی، دانش نجوم اسلامی است. این موضوع بدلیل مسایل عبادی مهمی است که در این دین وجود دارد. نخستین علومی که ساکنان بلاد اسلامی به آن اهتمام ورزیدند علومی مانند طب، کیمیا و نجوم بود، که احکام این علوم را بر دیگر علوم ترجیح می دادند.

اکثر دانشمندان مسلمان از این سه علم و بسیاری علوم دیگر بهره های فراوانی داشتند و در آن روزگار علوم به صورت امروزی از یکدیگر منفک و جدا نبود.

در خلال سال 180میلادی تا قرن شانزدهم، اعراب در زمینه ی ستاره شناسی برتری یافتند. مرکز فرهنگی شان بغداد بود، جایی که در قرن هشتم کتاب المجسطی بطلمیوس[14] به زبان عربی ترجمه شد. کتابخانه ی بزرگ بغداد یکی از بزرگترین منابع کتاب جهان در آن روزگار تا زمان حمله ی مغولان بود که این کتابخانه به آتش کشیده شد.

 البتانی929-850 میلادی پرآوازه ترین منجم عرب، تا حدود زیادی بر محتوی کتاب بطلمیوس افزود. آنها ابزارهایی نظیر اسطرلاب، را که اختراع یونانیان باستان بود را تکامل بخشیده و دقیقتر از یونانیان موقعیت ستارگان را رصد کردند. اسطرلاب الگویی دو بعدی از آسمان شب است که در قرون وسطی برای تعیین موقعیت خورشید و ستارگان به کار می رفت.

اولین محاسبات دقیق قطر زمین توسط برادران بنو شاکر انجام گرفت.

عبدالرحمن صوفی رازی اولین کسی است که کهکشان آندرومدا را از ستارگان تشخیص می دهد. وی تنها با چشمان غیرمسلح خویش این کهکشان را رصد و از آن به سحابی (ابر) یاد نمود.

وزیر هلاکوخان، خواجه نصیرالدین توسی، رصدخانه ای شگرف در مراغه احداث نمود که زبانزد خاص و عام تا به امروز شده است. از دیگر مراکز مهم نجوم می توان به شهرهای ری و سمرقند اشاره نمود.

به قولی، ابن سینا نخستین کسی است که رصد خود از گذر زهره در مقابل خورشید را در کتاب خود می آورد.

 یکی از دلایل توجه ویژه به نجوم در دوران اسلامی تعیین تقویم و اوقات شرعی است که مستلزم مشاهدات و محاسبات دقیق نجومی است. هندسه کروی که توسط ابوالوفای بوزجانی معرفی شد این محاسبات را بطور عمده تکمیل کرد.

 بطور سنتی در دربار شاهان و امرای عرب و عجم قبل از اسلام همیشه شاعران و منجمان سلطنتی وجود داشتند و این امر به رونق نجوم می افزود. البته بیشتر از مشورت منجمان برای تعیین زمانهای سعد و نحس و دیگر اعتقادات خرافی استفاده و بهره گرفته می شد؛ اما این امر نیز احتیاج به سالهای متمادی تحصیل و مطالعه بوده است.

پس از ظهور اسلام دانشمندان به ترجمه ی کتابهای دانشمندان یونانی پرداخته و با تعمّق و تفکر و استناد به آیات کتاب آسمانی اسلام دست نوشته های ارزشمندی برجای گذاشتند.

زیجهای بسیاری در دوران اسلامی نوشته شده اند که آخرین آنها در قرن 18 میلادی و در کشور هند تهیه شده است. معروفترین زیج اسلامی توسط خاقانی نگاشته شد.

            ارتباط احکام شرعی با مسائل نجومی

کمتر توجه ای به مسائل دینی و اسلامی موید این مطلب است که میان بعضی از احکام عبادی شرعی با برخی از نمودهای آسمانی ارتباطی واضح و مبرهن وجود دارد. اوقات نمازهای پنجگانه روزانه، آغاز و پایان ماههای قمری -که بعضی از این ماهها مانند رمضان و شوال از اهمیت خاصی بر خوردارند- دانستن جهت قبله، پیش بینی کسوف و خسوف برای خواندن نماز آیات و... تمام این احکام احتیاج زیادی به دانستن علم نجوم دارد و محاسبه ی آنان مستلزم شناختن عرض جغرافیایی مکان و حرکت خورشید در دایره البروج[15] ، شفق و فلق و محاسبات مربوط به مثلثات کروی دارد.

یکی از مزایای نجوم برای یک منجم آماتور می تواند این باشد که در هر زمان از شبانه روز و در هر منطقه ای که باشد با در نظر گرفتن محل خورشید یا ستارگان در آسمان یافتن قبله کاری سهل خواهد بود.

امروزه گروههای نجومی سراسر کشور نقش بسیار مهمی در رصد هلال های ماه شب اول قمری دارند. بطوریکه ستادهای استهلال در سراسر کشور و در بسیاری از شهرها تأسیس شده اند.

رصد پدیده های ماه گرفت و خورگرفت و اقامه ی نماز آیات بطور جماعت، پس از رصد کسوف و خسوف نیز جایگاه خاصی در بین منجمان کشور پیدا کرده است.

 

        شگفتی های آسمان از منظر قرآن

مناظر زیبا در عالم هستی فراوان است اما هیچ منظره ای مانند آسمان جذاب و دلپذیر نیست. قرآن کریم که نقش بسیار موثری در تربیت غرایز و تمایلات فطری بشری دارد در میان زیباییهای بسیاری که در عالم آفرینش موجود است به موضوع "زیبایی های آسمانها" تاکید فراوان دارد و در آیات خود از زیبایی کاخ پرشکوه آسمان سخن می گوید:

"و زيناها للناظرين"                                         ما آسمانها را برای بینندگان زینت  دادیم.

"و زينا السماء الادنيا بمصابيح"                   ما آسمان نزدیک را به وجود نور افکنهایی آراستیم.

"و لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح"             ما آسمان نزدیک را بوسیله چراغهایی تزیین کردیم.

"انا زينا  السماء الدنيا بزينه الکواکب"    ما آسمان نزدیک را به زیور ستارگان آرایش دادیم.

منظور قرآن کریم از این تذکرات این است که نوجه مردم را به شگفتی های این کاخ باعظمت جلب کند و افکار آنان را برای درک اسرار فضا و ستارگانی که در این اقیانوس پهناور شناور می باشند بکار بیندازد.

             سخنی از امام محمد باقر(ع):

حضرت امام محمد باقر (ع) می فرمایند: ((در نخست همه چیز آب بوده، و عرش الهی بر آن آب بوده، خداوندانفجار و اشتعالی در آب پدیدار فرموده، آنگاه شعله و زبانه اش را خاموش کرد. در آن حال ((دخان)) دود گازی پدیدار گردید. از دود ان آسمانها را آفرید و از خاک آن زمین را خلق کرد. ))

این خبر آسمانی 14 قرن پیش با تحقیقات امروزی که زمین و آسمان را از اثر یک انفجار در ماده نخستین آن پدیدار گردیده منطبق است.

اخبار دیگری نیز مشابه آن در دست است، اما تحقیقاً آب به صورت موجود، قابل شرب بشر نبوده است. آن آب دارای 95% اکسید ازت و 5%دی اکسید ازت بوده است. قسمتی از آن قابل حل نیست مگر با جریان برق بسیار قوی. لذا در قرآن و در سوره احقاف به این حقیقت اشاره فرموده است که آن آب که نخست خلق فرموده مواد غیر قابل حل آن را با رعد و برق های قویی حل کرد و آب را گسترش داد تا از لطایف آن آسمانها را و از ثبوت آن زمین را آفرید و پس از خلقت بشر آب را به این ترکیب کنونی برای استفاده مواد و موالید آفرید و رایگان فرمود.

 

             قرآن و نظرات علمی :   
نظرات علمي در مورد عالم، زمين و ماده :
پيدايش جهان(فصلت11)، انبساط و گسترش عالم (ذاريات47)، اتحاد ويگانگي جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبياء30)،حركت هموار ومناسب زمين(ملك15) و (نمل88)، حركت زمين به دور خود (فرقان46-45)، مسطح نبودن زمين(رحمن17)، بيضي شكل بودن تقريبي زمين(نازعات30)، (اعراف137) و(شمس6)، ناقص شدن كره ي زمين در هر دو قطب(رعد41)، كوهها عامل استحكام پوست زمين (نبأ7) ، قوه ي جاذبه (رعد2) و (لقمان10)، ، زوجيت يا وجود بارهاي مثبت ومنفي در هرچيز(يس36)،(ذاريات49)و (رعد3)، نظريه ي نسبيت (حج47) (سجده5) و(معارج4)، اشاره به كوچكتر از ذره و در حقيقت مواد سازنده ي اتم(يونس61) و (سبأ3)، و.. .

نظرات علمي قرآن در مورد فضا ومسافرت به فضا:
تفاوت ستاره و سياره (يونس5)و (فرقان61)، گردش خورشيد،ماه،زمين وسيارگان در مدارهاي مشخص (يس40-38) ،(انبياء33) و(تكوير16-15)، پيش بيني مسافرت به فضا و عبور از جو (رحمن33) و (انعام125)، سقوط سنگهاي آسماني (رحمن35)، شهابها(جن8)، فقدان اكسيژن و هوا در ارتفاعات بالاي جو(انعام125)، تسخير كره ي ماه و احتمالاً خورشيد(ابراهيم33)، مطالبي در مورد سياره ي زهره (طارق3-1) وجود ساكنين ديگر در كرات آسماني
[16](شوري29) و.. .

 

           لغت نامه ی قرآنی

     «  آيه‌هايي از قرآن كه در آن كلمه‌اي «الشمس» بكار رفته است:

 سوره‌ي مبارکه بقره آيه‌‌ي 258

سوره‌ي مبارکه انعام آيه‌ي 78

سوره‌ي مبارکه انعام آيه‌ي 96

سوره‌ي مبارکه اعراف آيه‌ي 54

سوره‌ي مبارکه يونس آيه‌ي 5

سوره‌ي مبارکه يوسف آيه‌ي 4

سوره‌ي مبارکه رعد آيه‌ي 2

سوره‌ي مبارکه ابراهيم آيه‌ي 33

سوره‌ي مبارکه نحل آيه‌ي 12

سوره‌ي مبارکه اسراء آيه‌ي 78

سوره‌ي مبارکه مبارکه كهف آيه‌ي 17

سوره‌ي مبارکه كهف آيه‌ي 86

سوره‌ي مبارکه كهف آيه‌ي 90

سوره‌ي مبارکه طه آيه‌ي 130

سوره‌ي مبارکه انبياء آيه‌ي 33

سوره‌ي مبارکه حج آيه‌ي 18

سوره‌ي مبارکه فرقان آيه‌ي 45

سوره‌ي مبارکه نمل آيه‌ي 24

سوره‌ي مبارکه عنكبوت آيه‌ي 61

سوره‌ي مبارکه لقمان آيه‌ي 29

سوره‌ي مبارکه فاطر آيه‌ي 13

سوره‌ي مبارکه يس آيه‌ي 38

سوره‌ي مبارکه يس آيه‌ي 40

سوره‌ي مبارکه زمر آيه‌ي 5

سوره‌ي مبارکه فصلت آيه‌ي 37

سوره‌ي مبارکه فصلت آيه‌ي 37

سوره‌ي مبارکه ق آيه‌ي 39

سوره‌ي مبارکه الرحمن آيه‌ي 5

سوره‌ي مبارکه نوح آيه‌ي 16

سوره‌ي مبارکه قيامه آيه‌ي 9

سوره‌ي مبارکه تكوير آيه‌ي 1

سوره‌ي مبارکه شمس آيه‌ي 1

سوره‌ي مبارکه انسان آيه‌ي 13

 

      «  آيه‌هايي از قرآن كه در آن كلمه‌ي «القمر» بكار رفته است.

 سوره‌ي مبارکه انعام آيه‌ي 77

سوره‌ي مبارکه انعام آيه‌ي 96

سوره‌ي مبارکه اعراف آيه‌ي 54

سوره‌ي مبارکه يونس آيه‌ي 5

سوره‌ي مبارکه يوسف آيه‌ي 4

سوره‌ي مبارکه رعد آيه‌ي 2

سوره‌ي مبارکه ابراهيم آيه‌ي 23

سوره‌ي مبارکه نحل آيه‌ي 12

سوره‌ي مبارکه انبياء آيه‌ي 23

سوره‌ي مبارکه حج آيه‌ي 18

سوره‌ي مبارکه عنكبوت آيه‌ي 61

سوره‌ي مبارکه لقمان آيه‌ي 29

سوره‌ي مبارکه فاطر آيه‌ي 13

سوره‌ي مبارکه يس آيه‌ي 39

سوره‌ي مبارکه يس آيه‌ي 40

سوره‌ي مبارکه زمر آيه‌ي 5

سوره‌ي مبارکه فصلت آيه‌ي 37

سوره‌ي مبارکه فصلت آيه‌ي 37

سوره‌ي مبارکه قمر آيه‌ي 1

سوره‌ي مبارکه الرحمن آيه‌ي 5

سوره‌ي مبارکه نوح آيه‌ي 16

سوره‌ي مبارکه المدثر آيه‌ي 32

سوره‌ي مبارکه قيامه آيه‌ي 1

سوره‌ي مبارکه قيامه آيه‌ي 9

سوره‌ي مبارکه انشقاق آيه‌ي 18

سوره‌ي مبارکه شمس آيه‌ي 2

سوره‌ي مبارکه فرقان آيه‌ي 61

           «   آيه‌هايي از قرآن كه در آن كلمه‌ي «النجم» بكار رفته است.

 سوره‌ي مبارکه نحل آيه‌ي 16

سوره‌ي مبارکه نجم آيه‌ي 1

سوره‌ي مبارکه الرحمن آيه‌ي 6

سوره‌ي مبارکه طارق آيه‌ي 3

        «  آيه‌هايي از قرآن كه در آن كلمه‌ي «النجوم» بكار رفته است.

 سوره‌ي مبارکه انعام آيه‌ي 97

سوره‌ي مبارکه اعراف آيه‌ي 54

سوره‌ي مبارکه نحل آيه‌ي 12

سوره‌ي مبارکه حج آيه‌ي 18

سوره‌ي مبارکه صافات آيه‌ي 88

سوره‌ي مبارکه طور آيه‌ي 49

سوره‌ي مبارکه واقعه آيه‌ي 75

سوره‌ي مبارکه مرسلات آيه‌ي 8

سوره‌ي مبارکه تكوير آيه‌ي 2

 

پيوست

قرآن و علوم مختلف:

اعجاز و شگفتیهای ریاضی در قرآن

 

--------------------------------------------
سایت زیر مربوط به عدد 19 و قرآن است.

http://www.efarsi.org/Beyond.htm
سایت پایین ترجمه ی قرآن به فارسی و انگلیسی می باشد. همراه با دلایلی برای اثبات الهی بودن قرآن.
http://www.submission.org/efarsi/quran/

 نظرات علمي قرآن در مورد باد و باران و دريا:

گردش باد (جاثيه5) و(فرقان48)،وزن داشتن ابر يا هوا(اعراف57) و(رعد12)،مراحل متوالي بادهاي مهاجر (ذاريات4-1)، بادها به عنوان مقدمه ي ابر و باران (نمل63)، پيدايش ابر(روم48)، بادها عامل تلقيح ابرها (حجر22)،  پديده ي تقطير در ابرها(نبأ14)، جزئيات تشكيل ابر و بارش باران (روم48) و (نور43)، پيدايش دريا (مؤمنون18)، درياي شور وشيرين(فاطر12)، دريا گهواره ي زندگي (نور45) و.. .
نظرات علمي قرآن درمورد جهان جنين:

 آفرينش جنين ازعناصرخاك(مؤمنون12)،(روم20)و(حج5)،تبديل موادخاكي به نطفه ورشد تدريجي جنين (مؤمنون14-12)،اشاره به بافتهاي كامل و ناقص در جنين (حج5)، تخمك وسلول تخم(انسان2)، تشكيل توده ي سلولي(قيامت38)، وجود پرده هاي سه گانه ي آمينوس،كوريون و آلانتوئيد و يا پرده ي شكمي،پرده ي رحمي و پرده ي آلانتوكوريون در اطراف جنين(زمر6)، آب در ساختمان جنين(فرقان54)، دوران شيرخوارگي (بقره233)، نقش مرد در تعيين جنس جنين (نجم46-45)، (قيامت39-37) و(بقره233)، به كار افتادن حس شنوايي قبل از بينايي (نحل78)، و.. .

نظرات علمي قرآن در مورد بهداشت ودانش پزشكي و حشره شناسي:
توجه به خوردن ميوه و مواد غذايي پروتئين دار(واقعه21-20)(طور22) اعجاز اثر انگشت(قيامت4) تسهيل درد زايمان(مريم25) شدت احساس درد توسط پوست(نساء56) درمان موضعي برخي از بيماريهاي پوستي در سرما (ص42)اندوه ورابطه ي آن با كوري(يوسف84)اشاره به زخمهاي ناشي از عدم تحرك(كهف18) تأثير رواني رنگ سبز(رحمن76)(انسان21)(كهف31) بيماري پيري زودرس دركودكان (مزمل17) عدم شناخت روح ازنظر علمي (اسراء85) وضو وپاكيزگي قسمتهايي از بدن كه باميكروبها در تماس است(مائده6) پرهيزازپرخوري (اعراف31) پرهيز از خوردن خون،مردار و گوشت خوك(بقره173) پاكيزگي پوشاك (مدثر4) غير بهداشتي بودن تماس جنسي درقاعدگي(بقره222) اشاره به بيماري فراموشي درپيري(نحل70) خاصيت شفا بخشي عسل وگردآوري شهد و ساختن عسل توسط زنبورماده(نحل69) تناسب رنگ عسل با رنگ گلها(نحل69) تنيدن تارتوسط عنكبوت(عنكبوت41) ارتباطات دربین حشرات(نمل18) تركيب آنزيم با غذا خارج ازبدن مگس(حج73)و... .

قرآن و كامپيوتر
قرآن و كامپيوتر نوشته « دكتر رشاد خليفه» دانشمند مسلمان مصري داراي درجه پي اچ دي در رشته مهندسي سيستمها و استاد دانشگاه آريزوناي آمريكاست كه مدتي معاون سازمان توسعه صنعتي ملل متحد بوده است . وي با كمك عده اي از مسلمين متخصص و صرف وقت بسيار تحقيقات گسترده اي را در نظم رياضي كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آيات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كليد رمز اعجاز آميز قرآن و آسماني بودن آن معرفي ميكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم رياضي حيرت انگيز و اعجاز آميز حاكم بر حروف قرآني را كشف نمايد. دكتر رشاد خليفه ، نخستين بار ترجمه قرآن مجيد از عربي به انگليسي را در 12 جلد نگاشت . اين ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ايالت آريزوناي آمريكا به چاپ رسيد. مقاله قرآن و كامپيوتر در پايان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اينك متن مقاله :
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بي شمار ادبي شامل كتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن برشته تحرير در آمده است . دراين نوشته ها فصاحت بيان ، فضيلت ادبي، معجزات علمي، سبك و حتي جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشريح شده است. با وجود اين، تحقيق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشري، بيطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقيده نويسنده برعليه آن قلم فرسايي شده است . چون مطالعات وپژوهش هاي قبلي به بوسيله بشر انجام شده خواهي نخواهي تمايلات ونظرات ضد ونقيض نويسندگان در آنها به چشم ميخورد ، اين نوشته ها نتوانسته اند افراد غيرمسلمان را قانع كنند كه قرآن كتاب آسماني است و دلايل نويسندگان درايشان مؤثر نبوده است. معجزه اي كه در اين رساله پژوهشي ارائه مي شود برمبناي اصولي بي چون و چرا و خالي از شك و شبيه و غيرقابل تغيير استوار است بدين ترتيب كه فن كامپيوتر با كشف سيستم اعدادي اعجاز آميز قرآن مدلل مي دارد كه قرآن مجيد بدون شك ساخته فكر بشر نمي تواند باشد. خواست خداي توانا بوده است كه اين نظم پيچ در پيچ عددي قرآن مخفي نماند تا تايپ شود كه سرچشمه غيبي قرآن از جانب خداوند متعال است و نيز در عرض گذشت قرون بوسيله ذات او محافظت ميشده و از گزند تغيير ، افزايش يا كاهش در امان مانده است.

رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند :
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قابل قسمت است. (6× 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) .
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (19 حرف) آغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بلافاصله بعد از نزول آيه ی «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفريننده عظيم الشأن با آيه31 سوره مدثر به دلایل انتخاب عدد19 اشاره مي فرمايد :
الف) بي ايمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهوديت و مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
13- آفريننده بما مي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است (آيه 35).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ، بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏ “ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي شود.

15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز مي شود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معمولی افتتاحيه است، لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.
چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دو بسم الله دارد(سوره 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 ) بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است .
17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) مي باشد.
18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي چهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره ازقرآن بااين علامات شروع ميشود.تعدادحروف الفبادراين رموز14وتعدادخودرمزها نيز14 ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29)وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع كنيم،حاصل57(3*19)خواهد بود.

22- خداوند توانا به ما ياد مي دهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند، بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است.
بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه را در اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموز با خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند.
بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است.
23- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25- بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند.
26- آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است.
27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » استفاده مي شد چه اتفاقي مي افتاد. در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابر نمي شد، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين مي رود.
28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19).
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند .
33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19).
34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز مي شوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19).
35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعداد الف ، لام ، راء به اضافه تعداد (راء) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19).
36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7)كه باحروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد، حرف“لام“ 1523مورد، حرف“ميم“165وحرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد5358 بدست مي آيد(282*19).
39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).
41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19).
42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19).
43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19). درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم ميباشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً : 1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است.
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آيا اينها تصادفي است؟
ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف (ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست.
نتيجه:
1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند درذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد.آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.


3- عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است.
حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود:

«عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود. مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطرمانندي از دهانش خارج شود.»

 

 و پایان بخش این مقاله، آیاتی (نشانه هایی برای اهل تفکر) از قرآن کریم:

 «هرگاه از آنان بپرسی: ((چه کسی آسمانها و زمين را آفريده است؟))

  مسلّماً می گويند: ((خداوند قادر و دانا آنها را آفريده است))[17]»

«و از نشانه های او، شب و روز و خورشيد و ماه است. برای خورشيد و ماه سجده نکنيد؛ برای خدايی که آفريننده آنهاست سجده کنيد اگر می خواهيد او را بپرستيد[18]»

 

[ جمعه نوزدهم شهریور 1389 ] [ 13:5 ] [ زهرا جوان ] [ ]
خب یه ذره هم درد و دل برای خودم من تاحالا  درس میخوندم ولی نسبتا خاله بازی بود

من تازه فهمیدم چکار باید بکنم و از چه راهی باید برم تا هدفم برسم

دیشب به خودم من که نمیتونم هم المپیاد کارکنم هم خوارزمی باید یکی رو دنبال کنم

ولی هرکاری کردم نتونستم یکی رو انتخاب کنم ومی خوام هم خوارزمی کار کنم هم المپیاد کار کنم

[ چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 ] [ 15:25 ] [ زهرا جوان ] [ ]
خب خیلی غیر نجومی شدیم

یه ذره نجومی

امتحان المپیاد داشتیم تقریبا خوب دادم. ۴تا سوال داشت . سوال ۴رو نصفه جواب دادم

راستی کتاب فیزیک هالیدی رو شروع به خوندن کردم -۵فصل از نجوم دینامیکی مونده

که بزودی تموم میشه - نجوم به زبان ساده رو شروع کردم به خوندن

دیشب ۴ساعت و۳۰ برای خوارزمی کار کردم و ۳ساعت نجوم خوندم در کل امروز روز خوبی بود

[ چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 ] [ 15:20 ] [ زهرا جوان ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امروزه دانستن درباره ی
اجسامی که در خارج از سطح زمین هستند خیلی لازم است
ومن این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا اطلاعاتی رو به علاقه مندان نجوم بدهم
به اضافه دل نوشته های خودم